عباسیهها
معمولا توی چهره ، چشم خیلی موثره ... کاری به رنگ و اندازه و اینها ندارم ....... چیزی که به چشم زیبایی میده ، اون حیا و شرمی هست که موج می زنه توش ..... خیلی وقتا میشه شخصیت فرد رو با همون نگاه اول فهمید ... از رو چشماش ....... حتی ادب فرد رو قبل از اینکه تو رفتارش ببینی ، از تو چشماش نمود می کنه ... راستی کدوم نقاش می تونه ، چشمان عباس رو نقاشی کنه ؟ بالاتر از هر چیز وسعت داشت چشمت دنیایی از عطر سخاوت داشت چشمت تلفیق ناز و غیرت چشم خدا بود از ابتدای خود اصالت داشت چشمت هر لحظه وا می شد نگاهی تازه می کاشت ای باغ احساسم ! طراوت داشت چشمت از علقمه تا خیمه جای جرعه ای آب یک مشک لبریز از خجالت داشت چشمت هر تیر آمد سوی تو بر چشم می خورد زیبای من ! از بس که وسعت داشت چشمت بسیار با سختی برادر را صدا زد آخر به مولا گفتن عادت داشت چشمت
| نوشته شده توسط یاس در چهارشنبه 84/12/3 و ساعت 7:22 عصر | نظرات دیگران()
|
||
یکی دیگر از القاب مبارک حضرت عباس علیه السلام " ظـَــهرُ الولایة " به معنی کمر و پشت ولایت بود . همانگونه که کمر ، موجب راست قامتی انسان ست ، آن حضرت نیز چنین نقشی را برای نگهبانی از حریم ولایت و امامت و آرمان هایش داشتند . به قول سعدی شیرازی که : چه غم دیوار امت را ، که باشد چون تو پشتیبان چه باک از موج بحر آن را ، که باشد نوح کشتیبان و چه زیبا امام عاشقان هنگام به شهادت رسیدنش بر بالین حاضر شد و فرمود : " الآنَ إنکسَرَ ظـَــهری وَ قـَــلّت حیلـَــتی " اکنون پشتم شکست و چاره ام کم شد . شکستی پشتم ای شمشاد قامت نمی یابد درستی تا قیامت دریغ از بازوی زور آزمایت دریغ از پنجه خیبرگشایت دریغ از اهل بیت بی پناهم دریغ از یاور و میر سپاهم | نوشته شده توسط یاس در سه شنبه 84/11/25 و ساعت 12:33 عصر | نظرات دیگران()
|
||
از دیگر القاب حضرت عباس که بسیار معروف هم می باشد ، " علمدار " به معنی پرچمدار ست . در روز عاشورا پرچم بزرگ سپاه امام حسین علیه السلام در دست حضرت عباس علیه السلام بود . در جنگ های قدیم پرچمداری از موقعیت خاصی برخوردار بود . زیرا سر نگونی پرچم به معنی شکست بود و روحیه رزمندگان را تضعیف می کرد . حضرت عباس تا زمانی که جانی در بدن داشت ، پرچم را سرافراز نگه داشت . طبق پاره ای روایات ، او چون عمویش جعفر طیار با کمک دو بازوی بریده اش پرچم را به سینه اش چسباند و نگهداشت و قوت مرکز فرماندهی را با این کار حفظ کرد تا آن هنگام که عمود آهنین بر سرش زدند و در حقیقت او و پرچمش با هم بر زمین افتادند . در نقل های تاریخی آمده است : زمانی که وسایل غارت شده از شهدای کربلا را به شام نزد یزید ملعون بردند ، در میان آن ها پرچم بزرگی بود که موجب بهت و حیرت یزید و حاضران شد . همه پرچم سوراخ شده و آسیب دیده بود ، اما دستگیره ی آن سالم بود . یزید از روی تعجب پرسید : " این پرچم را چه کسی حمل می کرد ؟ " گفتند : " عباس بن علی " یزید از روی حیرت و تجلیل از پرچمدار ، سه بار برخاست و نشست و به حاضران گفت : " أ ُنظروا إلی هذا العلـَم ِ فانّه ُ لـَم یَسلم منَ الطعن ِ وَ الضـّرب ِ إلا مـِـقبَضَ الیَد التی تَحملهُ " به این پرچم بنگرید که بر اثر صدمات و ضربه ها هیچ جای آن سالم نمانده ، جز دستگیره ی آن که پرچمدار آن را با دست حمل می کرده است . سپس گفت : " أبَیتَ اللّعنَ یا عبّاس ُ ، هکذا یکونُ وَفاء الأخ لأخیه ِ" یا عباس ! با این جوانمردی لعن وناسزا را از خود دور کردی ، این ست معنی وفای برادر نسبت به برادرش ! | نوشته شده توسط یاس در جمعه 84/11/21 و ساعت 9:40 صبح | نظرات دیگران()
|
||
اگر چه در طول تاریخ می بینیم کسانی را که به توفیق عظمای شهادت نائل شدند ، اما در این بین حضرت عباس از آن افرادی ست که به راستی و حقیقتا حائز این مقام والا شدند و در میان همه ی شهیدان ارج و قرب ویژه ای دارند . چنانچه حضرت امام سجاد علیه السلام می فرمایند که : " او در قیامت دارای مقامی خواهد بود که همه ی شهیدان از مقام او حسرت می برند . " نویسنده ی کتاب « کامل الزیارة » آورده که : " او ( عباس ) کسی ست که دست هایش زودتر از او شهید شدند . " فراموش نمی کنم که حدود سال 1340 شمسی سعادت شرفیابی به حرم حضرت عباس را پیدا کردم . دیدم که بر فراز گنبد طلاییش پرچم سرخی نصب شده است که روی آن نوشته شده " یا هضیم " . پرسیدم معنی این واژه چیست ؟ گفتند : هضیم یعنی درهم ریخته و مخلوط ؛ و این به واسطه ی سنگینی و شدت ضربه عمود آهنینی ست که بر سر مبارکش وارد شد . چون اختران مهر ، ز هر سو به نیزه شد دانی چگونه آن سر مه رو به نیزه شد ؟ از بس شکاف زخم عمودش عمیق بود تنها سری بُوَد که ز پهلو ، به نیزه شد
| نوشته شده توسط یاس در شنبه 84/11/15 و ساعت 10:31 صبح | نظرات دیگران()
|
||
در متن زیارت آن حضرت ، که از حضرت امام صادق علیه السلام وارد شده آمده است : " السّلام ُ علیک َ ایّها العبد الصّالح " سلام بر تو ای عبد صالح . حضرت عباس علیه السلام هم " عبد " خداوند بودند و هم " صالح " و خالص بودند . در عبودیت و بندگی او شکی نبود ، نه تنها درنماز و امور عبادی ، که در همه امور بنده ی مطیع خداوند بودند . در کودکی پدرش او را در دامــــــــــــان نشاند و بدو فرمـود : بــــــگو : « یک » گفت : « یک » فرمـود : « بگو دو » حضرت ابـا الفضـــل ( س ) امتناع ورزیدند و فرمودند : " أستَحیی أن أقول َ باللّسان ِ الّذی قلت ُ واحدا ً ، أقولُ إثنان " « شرم می کنم به زبانی که یک گفته ام دو بگویم . ( و از دایره ی یکتایی خدا خارج گردم .) » فَقبّلَ علیٌ عینیه ِ علی علیه السلام دو چشمان عباس را بوسید .همان چشمان نافذی که طلعت یکتایی خدا را در همه چیز می نگرد و حقیقت بین است و مظهر عشق به خداست . نور دل حیدر ست و شمع شهیدان مظهر حق ست نور روی ابا الفضل حضرت عباس در روز عاشورا برادرانش را جلوتر از خود به میدان فرستاد ، تا به فیض شهادت نائل گردند و جهاد آنها را به حساب خدا بگذارد و از تحمل داغ آنها ثواب ببرد . او به برادرش عبدالله فرمود : " تَقدّم یا أخی ! حتّی أراک قتیلا و احتسـِـبـُـک " برادرم ! پیش از من به میدان بشتاب تا تو را کشته بنگرم و داغ مصیبت تو را به حساب خدا نهاده و به پاداش آن برسم .
| نوشته شده توسط یاس در سه شنبه 84/11/11 و ساعت 10:34 صبح | نظرات دیگران()
|
||
از آنجایی که حضرت عباس علیه السلام ، بر اثر فداکاری ها ، اخلاص ، ایثار و دیگر خصال عظیم انسانی در پیشگاه حضرت حق ، دارای مقام بسیار والا و ارجمند و آبروی مخصوص گردیدند ، توسل به ذیل عنایت آن حضرت ، موجب روا شدن حاجات است . چرا که پذیرش شفاعت ایشان در درگاه حضرت حق ، قطعی هست و هم چنین بسیار زیاد به تجربه رسیده که نذر برای آن حضرت و مادر بزرگوارشان خانم امّ البنین سلام الله علیها و توسل به ایشان ، حاجتمندان را به مقصود می رساند . بعضی از علماء ، گفته اند که واژه ی عباس بر اساس حروف ابجد برابر با 133 هست ، بعد ار نماز روز جمعه ، اگر 133 بار با عبارت زیر به حضرت عباس متوسل شوید ، به امید خدا حاجت روا خواهید شد : " یا کاشفَ الکرب ِ عَن وَجه ِ الحسین ِ ، إکشف کربی بحقّ أخیک َ الحُسین ِ " ای که اندوه را از چهره ی حسین برطرف ساختی ، اندوه مرا به حق برادرت حسین علیه السلام ، بر طرف ساز . در گه والای تو در نشأتین هست در رحمت و باب الحسین هر که به دردی و غمی شد دچار گوید اگر یکصد و سی وسه بار ای علم افراخته در عالمین ! " إکشف یا کاشف کرب الحسین " از کرم و جود جوابش دهی تشنه اگر آمده آبش دهی | نوشته شده توسط یاس در دوشنبه 84/11/10 و ساعت 7:13 عصر | نظرات دیگران()
|
||
یکی از القاب حضرت عباس علیه السلام ، " المستجار " می باشد . مستجار به معنی پناهگاه ست . شاعر معروف و فهیم و مخلص اهل بیت " شیخ محمد رضا ا ُزری " در شأن و مقام حضرت عباس قصیده ای سرود که در منتخب التواریخ ذکر شده است . هنگامی که مصرع زیر را سرود : یومٌ أبو الفَضل ِ إستَجارَ به ِ الهُدی روز عاشورا روزی ست که حسین علیه السلام ، مخزن هدایت ، به عباس پناه برد . سپس صحت این مطلب را در نظر خود بعید شمرد که امام حسین علیه السلام به او پناه برده باشد و شاید این سخن مورد قبول امام حسین قرار نگیرد . شب در عالم خواب امام حسین علیه السلام به او فرمود : " آنچه را گفته ای صحیح ست ، من به برادرم پناهنده شدم ، مصرع دوم شعر را با این جمله کامل کن : وَ الشمسُ من کَدر ِ العَجاج ِ لثامُها در آن هنگام که ( بر اثر حمله ها و در گیری و گرد و غبار ) بین آسمان و زمین تیره و تار شد ه بود ؛ به طوری که نقاب گرد و غبار جلوی نور خورشید را گرفته بود و هوا را تاریک نموده بود .
یاحضرت عباس ! دلم را دریاب | نوشته شده توسط یاس در پنج شنبه 84/11/6 و ساعت 12:14 عصر | نظرات دیگران()
|
||
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
|
||
درباره خودم
![]()
یاس با یاد ِ اباالفضل دلم آسودهست لوگوی وبلاگ
منوی اصلی
نوشته های پیشین
لوگوی دوستان
![]() آمار وبلاگ
بازدید امروز :12
بازدید دیروز :38 مجموع بازدیدها : 221108 خبر نامه
موسیقی وبلاگ
جستجو در وبلاگ
![]() |
||